خرید بک لینک

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیدهام ای غم به گمانم؟

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایه سنگین تو من کمترم آیا؟
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم

برچسب: نویسنده: آریا فراهانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:18

عشق یعنی زیرِ نم نم هایِ بارانم هنوزخیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوزرفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستیمن ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوزبرخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهاربرگریزِ خاطراتِ مهر و

برچسب: نویسنده: آریا فراهانی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:18

صفحه بندی